ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
امروز هم مثل هزار روز جمعهی دیگر چه مال خودت باشد چه مال دیگران، تمام میشود. زندگی یک روزمره است یا نه؟ به نظر اولین سوالی است که انگار بپرسیم اگر روزمره نباشد که خیلی از آدمهای دنیا دوست دارند اینطوری نباشد، آیا می شود زندگی علیه روزمرگی باشد؟ یعنی زندگی از اول یک طوری به نظر برسد و بعد همیشهی خدا علیه خودش باشد؟ تضاد دائمی دنیا مثل روز و شب، هر روز خون را از سرخرگها به سیاهرگها میرساند. سیزیف را در سربالایی به تلاش وا میدارد، و آپولون جهان بر دوش روز هم بعد از روز و در تاریکی و غبار شب دوره ی فیزیوتراپیاش را میرود تا، این روز نیز گذشته باشد.