ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
خواندن صفحه 20 کتاب داستان یک ارتباطی با نوجوانی دارد.
یک زمانی شاید شما، مخصوصا آقایان این تجربه را از سر گذرانده اید که حوصله ندارید فیلم ببینید. یا مثلا فیلم به نظرتان زیادی هالیوودی می رسد و دوست دارید یک بخشهایی از آن را ببینید و از روی هاردتان پاکش کنید. یک بخشهایی دقیقا منظورم همان بخشهای به نوعی روح انگیز در فیلمهای هالیوودی است که نوجوانهای عاشق مالنا، آنرا دوست دارند
به قول سید فیلد که کلی آموزش فیلمنامه نویسی داده است و در بین فیلمنامه نویسها و فیلمنامه نویس دوستهای ایرانی از اقبال ترجمه ای خوبی برخوردار شده است، نقطه ی عطف ابتدای فیلمنامه که به طور استاندارد 90 دقیقه است، در دقیقه ی 20 اتفاق می افتد. جایی که اولین نشانه های عشقی روایت با یک صحنه ی رختخواب انداختن زوج فیلم که به هر طریقی ممکن است جفت شده باشند، اتفاق می افتد. جایی که یکی زیر انداز روی پشت بام را می اندازد تا فردا لحاف و تشک سفید به قیر ناقص پشت بام نچسبند. بعد پشه بند توری سفید را به این طرف و آنطرف کولر و میله ی آنتن و هزار سیخ عمودی دیگر بر روی سقف محکم می کند، تا شروعی برای نوجوانی و تخیلات تاریکی اش باشد.اما کتاب خوانی از صفحه ی 20، یک جور تشویق نوجوانها و برانگیختگی احساسات آنها برای خواندن کتاب است. جایی که کتاب حتی دیگر کالای لوکس هم محسوب نمی شود، برانگیختن نوجوانها به جای خرید عینگ گوچی 2 میلیون تومانی، به خریدن کتاب و خواندن صفحه ی 20 آن برای ادبیات و علاقه مندانش به صرفه است.
اساسن ذهنهایی که در آنها پرسش ایجاد نمیشه
حتا تا آخر عمر نیازی به خاندن کتاب نمی بینند ولی هماره نیاز به روی مد بودن را در خود حس می کنند
موید باشی