-
مدیریت منابع انسانی: باغ دایی جان رو دیدی؟
25 آذر 1393 22:36
توی شرکت ما اگر کسی عوض شود مثل عوض شدن چراغ راهنمایی است. یعنی باید ببینی و بعد بفهمی فلانی فلان جا شروع به کار کرده است. هیچ معرفی و تلاشی در بین نیست. به نوعی نشان از این دارد که کسی غریبه نیست. البته پروسهی آشنا سازی هم معلوم است ولی از نوع کتابیاش نیست که در شرکتهای دیگر تجربه کردم هر کسی باید تمام مراحل تلفن...
-
محکوم به خوش اخلاقی، خود کشی نهنگهای جامعه شناسی
24 آذر 1393 10:45
1- خیلی وقتها بداخلاقم. اگر دخترم دوم دبیرستان بود، مانعی نبود با لبهای غنچه شده عکس بگیرد ولی سعی نمیکردم با حرفهام طوری برایش قهرمان یا ضد قهرمان بشوم. البته پدر بزرگش لابد میرفت برایش ضد قهرمان را بازی کند. به نظرم اطرافیانم از دیدن من دستخوش تردید میشوند. الان حالش خوب است؟ الان باهاش صحبت کنیم یا کم محلی...
-
روز خوب تعطیلی
23 آذر 1393 08:08
1- یک اس ام اس ناشناس می گیرم اینطوری: فلان ساعت برنامه رادیو نقد کتابمو می تونید گوش بدید، ی ی ی ی این یعنی مثلا دماغتون بسوزه؟ :) واقعا بعضیها به دعای شما احتیاج دارند. یک روز از روزهای سخت و سنگین دبیرستان، وقتی نمره های فیزیک سه اعلام شد، شده بودم 13. واقعا چرا ؟ چون به کتاب درسی اعتراض کرده بودم. نشانه اش جریمه...
-
بابک حمیدیان و تلویزیون بی تصویر
18 آذر 1393 15:28
1- بابک حمیدیان اگر خودش بود می پرسید: - پس تو کی رو قبول داری؟ واقعا مدتی دنبال هنرمند برخواسته از طبقهی متوسط میگشتم. بالاخره آقای – این- یعنی همان بابک حمیدیان را پیدا کردم. به عنوان هنرپیشه فیلم بی پولی به عنوان اولین فیلمش معلوم بود که این کاره است. هر وقت چیزی را نداریم برایش بیشتر دلتنگ میشویم. برای همین من...
-
چگونه درست مسواک بزنیم؟
16 آذر 1393 11:13
از امروز شروع میشود. یک کلاس فشرده از طرف شرکت که واقعاخسته کننده است. حتی تیم آموزشی که قرار است به ما آموزش لازم را بدهد، سوال کردچرا فلانی توی لیست هست؟قاعدتا برای تفریح قضیه هم که شده باید برویم و ببینیم چه اتفاقی میافتد؟ امروز یک روز آفتابی نزدیک زمستان و سرمایی است که به مدد آفتاب کمی دلهره در دل آدم به جای...
-
سریال های آمریکایی - فارگو- orange is the new black
15 آذر 1393 14:00
نشسته ام سریال میبینم. تلویزیون نیم سوز شده و اصولا فقط صدایش در می آید. اینقدر مخاطب خاص ندارم که به نظرم ساده لوحانه و تنبل مابانه میرسد. دیشب داشتم برای فلانی میگفتم فلان هم دانشگاهی – باز این دانشگاه رو کرد تو چشم ما- ما بالای سرش توی خوابگاه دوتا جاکتابی به پهنای تخت را پر از کتاب کرده بود و همین طور میخواند...
-
تفنگدار خانه دار: صدای آب معصوم است
2 آذر 1393 22:34
صدای آب کلافهام میکند. به سختی میتوان قبول کرد که برای تمیز کردن دوتا تکه ظرف میتوان این همه آب ریخت توی لگن ظرف شویی. این صدا از اول صبح مثل شستن یک جنازه توی لگن ظرفشویی حال آدم را بد میکند. حتی توی خواب و بیداری به نظرم میآید کاغذ دیواریهای نه چندان قدیمی دیوار دارد از بالا ور میآید. آب دارد از بالا سطل سطل...
-
فیدیبو: نمایشنامه خواب در فنجان خالی قهوه نغمه ثمینی
29 آبان 1393 11:39
1- امروز هوس کردم یک سری کار ا ز نغمه ثمینی بخوانم. خواب در فنجان خالی که این همه تعریفی به نظر میرسید. باز هم مشروطه، باز هم قجری، رسوایی و شهوت یک بعد از ظهر طولانی در تاریخ معاصر که نظر اساتید این رشته از تاریخ معاصر این است که باید همش ازش گفت. مثل گل خداداد عزیزی که تنها موفقیت فوتبالی ما بود و هی باید...
-
خاطرات صنعت چاپ - بخش اول
28 آبان 1393 22:29
چاپ کردن مثل کل زندگی خوب یکی از اختراعات بشر است. هر جایی از همان حوالی را نگاه میکردم آگهی های فوت نظرم را جلب میکرد. اینکه چه شعری نوشته و چه خلاقیتی به خرج داده و یا اصلا یک آگهی زده است تا همه چیز را شایسته و مناسب احوال مرده برگزار کند. یک دفتر هم داشت که فوری بازش میکرد. یک دوجین شعر پدر و یک دوجین شعر مادر....
-
تئاتر مرد بالشی و دیگر قضایا
25 آبان 1393 10:10
1- قتل بچهها یک عمل پیامبرانه است. چرا که در داستان خضر نبی هم چنین چیزی وجود دارد. یکی از بهترین گزینههای مبارزه با جبر روزگار و لطیفتر اینکه نمایشنامهی مرد بالشی، اینقدر حیرت انگیز قصه گوست. تعریف کردن حکایت در حکایت که از فنون قدیمی نزد اقوام آریایی است. بعدها در متن هزار و یک شب این روش به اوج خود رسید. با کمی...
-
تکنیکهای زناشویی باید در آدم باشد- سرمدی
21 آبان 1393 10:34
امشب می خواستم در مورد موجودی صحبت کنم. ولی اول از همه قول بدهید که بهم اعتماد می کنید و زود از توی ویکی پدیا او را جستجو نمی کنید. نه اینکه این کار ممنوع یا غیر اخلاقی باشد. افراد زیادی آنرا سرچ کرده اند و هیچ چیز به درد بخوری در موردش پیدا نکرده اند. حتی آنهایی که به مراجع پولی هم دسترسی دارند و هر مقاله ای که...
-
سریال کره ای: کاش شوهرم دیر بیاید
16 آبان 1393 22:12
پدر اهل حرف زدن نیست. مثل میلیونها پدری که در جای جای ایران زندگی میکنند. مثل این است که مردها یک کیسهی پر از مشکلات باشند و با کمترین گله و شکایتی نشت کنند و حتی در وضعیتی بدتر از همه جا شکافهای عمیق بردارند و یک شب جلوی تلویزیون تمام مایعات درونیشان را بیرون بریزند. همدم اساسی او وقتی حرف نمیزند زنهای خوشگل...
-
پلانکتون ها -2 - شوان اشتایگر و بیگ جونز
15 آبان 1393 00:09
پلانکتون ها -1 آلبرکامو: هر کس دنبال صحرای خویش است. وقتی آنرا مییابد تازه میبیند که چقدر این صحرا خشن است. نباید گفت : من طاقت صحرایم را ندارم. بیگ جونز گفت: من همیشه چند تا گزینه دارم. یکی همینطوری هست که ازم در همهی موارد کمتره. شوان اشتایگر گفت: خفه شو بابا. از توبیچارهتر مگه پیدا میشه؟ بیگ جونز اعتنا نکرد....
-
نوستالژیهای سینما و مربی علی دایی+ شعر تئاتر خشکسالی و دروغ
14 آبان 1393 09:05
1- تکرار مثل یک رابطهی عاشقانه، همیشه زیباست. این دفعه توی تعطیلات طولانی دو روزه نشستم و کلی فیلم دیدم. اول تئاتر خشکسالی و دروغ محمد یعقوبی بود. تاکید بیشتر و بیشتر برای جلوگیری از سانسور یک جور زیر متن اصلی توی کارهای یعقوبی است. موقع فیلم دیدن اینطوری نیست که یکباره تمامش را ببینم. ولی به اندازهی کافی زمان برای...
-
تاملات تنهایی- ژان ژاک روسو
10 آبان 1393 13:11
تاملات تنهایی ژان ژاک روسو باز هم یادداشتهای روزانه یک آدم متفکراست. ژان ژاک روسو، هیولای درون خود را در این یادداشتها که سالها از دشمنانش مخفی می کرده است،آورده و برای نسل آینده از حقیقت ناب سخن گفته است. فصل اول کتاب ترس و آزار مردمانی که بارها به خاطر خلوص ذاتی اش ازشان گول خورده و مورد آزار قرار گرفته را تشریح می...
-
استاتوس نخوانید لطفا
10 آبان 1393 09:14
من هم استاتوس نویس بودم مثل یک میزان فرمان حرفه ای که با یک تکه سرب میتواند حجم به آن بزرگی را میزان کند، یک استاتوس نویس و قبلتر یک استاتوس خوان حرفهای بودم. استاتوس ها قبلتر و در تاریخ بشری سابقهی طولانی دارند. مثلا همین نهج البلاغهی خودمان دلیل معروف شدنش تنبلی و استاتوس خوان بودن مردم در روزگار گذشته و کنونی...
-
خواستگارها: چاق باش ولی رییس جمهور باش
6 آبان 1393 10:06
گونه شناسی خواستگاری ازدواج در جامعهی ما کارکردش را از دست داده است. به نظر بعضیها ازدواج سپید چارهی کار است. اینکه همان هدف را از راههای غیر رسمی تعقیب کنیم. مثلا وقتی از یک مراسم ازدواج در حد ابعاد یک جشن تولد حرف بزنیم اتفاقی است که نه رویایی است و نه میتواند جواب: مابرای دخترمون هزار تا آرزو داریم را بدهد. به...
-
360 درجه: کتابهای کوچک کارگردانی- آلفرد هیچکاک- فهرست اصطلاحات سینمایی
5 آبان 1393 18:16
توی این دنیای 360 درجه وقتی بایدها و نبایدها در ادبیات داستانی و عبارتهای اینطوری را میشنوم یاد مقابله با بلایای طبیعی میافتم. باید همه جا دوربینهای 360 درجه نصب کرد. بعد عکسهای 360 درجه تهیه کرد و رفت سراغ مدیریت 360 درجه در مقابله با بلایای طبیعی. حتی صنعت فیلمسازی هم باید به کار بیاید و بهترین فیلم سینمایی 360...
-
دعوت به مراسم اسید پاشی
5 آبان 1393 09:39
1- اسید پاشی ، یا هر نوع دیگر از پاشیدنی تا اطلاع ثانوی در هر یک از شهرهای ایران، به خصوص اصفهان، به شدت ممنوع است. از این رو دارندگان کلیه ی آفات گیاهی از پاشیدن سموم به هر طریق (با تلمبه، هواپیما و دیگر وسایل پاشنده) اکیدا خود داری نموده و سموم مایع، پودری و غیره را پای گیاهان محترم تقدیم نمایید. اصفهانی های عزیز تا...
-
عضلات صورت کاملا رنگی رنگی است
4 آبان 1393 15:46
آدم 200 تا عضله روی صورتش دارد تا در مواقع ضروری این لشگر خسته را حرکت بدهد و به طرف مقابلش بفهماند که دارد حظ فراوان میبرد یا از دروغهایی که تحویل داده، حسابی ناراحت است. اما کلی از عمر باید صرف شود تا بتواند تمام حرکات خودسرانهی اینها را خنثی کند. بشود یک آدم جا افتاده که میداند توی 200 تا، یک نافرمان کافی است که...
-
پشمک حاج عبدالله: آب نبات ابریشمی و جاده ابریشم
28 مهر 1393 09:01
پشمک ! ما اسم صوت درست و حسابی نداریم ولی اگر خدا قبول کند و فرهنگستان زبان فارسی صحه بگذارد این یکی خوش قواره است. با خودتان تکرار کنید: پشمک ! پشمک ! پشمک ! آهسته. بلند. کوتاه و عطسه مانند. کامتان شیرین می شود.بدون فیل تر تجربه کنید. ما ایرانیها بهترین چیزهای خودمان را زیر پا میگذاریم. بعد دوست داریم به عنوان...
-
جمعه ها داستان نمی نویسم
25 مهر 1393 10:36
ادبیات داستانی آنقدر برای ما در قله است که یکی مثل بنده همانطور در کوهپایه هم به شکل مخاطب عام، هوا و هوس برش می دارد و دوست دارد حالا که تا اینجا آمده است داستانی رمانی چیزی منتشر کند تا سهم خودش را به انجمن کوهنوردی ادبیات داستانی درست و کمال پرداخته باشد. برای همین انواع تقلیدهای سبک به شکل خودآگاه و خطرناک تر از...
-
مجسمه سازی با عشق و حال زیادی
24 مهر 1393 09:33
ما یکسری آدم بهتر بگویم تقریبا هم علاقه هستیم. یعنی یک وقتی دوست داشتیم برویم کوه یا مثلا توی یک جگرکی حسابی بزرگ یکی دوساعتی را به قول خودمان آنجا را قرق کنیم. بعدش هم همیشه دنبال برنامههای به قول بعضی از بچهها عشق و حال داشته باشیم. این عکس عمدا زیاد واضح نیست تا کسی کسی را نشناسد. البته شاید این کار دلایل دیگری...
-
فیلم old boy -Chan-wook Park پیر پسر یا همکلاسی قدیمی
22 مهر 1393 08:30
از دیدن فیلم old boy اینقدر هیجان زدهام که میخواهم به یک زبان خارجی که بلد نیستم صحبت کنم. بعضی وقتها فکر میکنم اگر فیلمسازی اینقدر خوب باشد، آدم بهتر است دانشجو باشد و همان درسی که فردا امتحان دارد را بیفتد. همان پنج دقیقهی اول معلوم است که فیلمساز قرار است از یک داستان بزرگ پرده بردارد. پزش را بدهیم که زیاد فیلم...
-
اعتماد به جدیدترین احساسات و عواطف
21 مهر 1393 16:04
تمام آدمها دارند شبیه مجریهای تلویزیون میشوند. زیر آن پوست نرم و ملایم یک جانور مرموز خوابیده که با کوچکترین ساده لوحی و بیان احساسی ممکن است آدم را پاره کنند. بعد هم برخلاف دیگر انواع جانوران به شکار پاره و نیمخورده شان بخندند. این یکی تلخترین نوع مرگ اجتماعی عاطفی است که با سر داریم سراغش میرویم. تلویزیون فقط به...
-
داستان فرار از فیس بوک
21 مهر 1393 10:00
فیس بوک ام را دی اکتیو کرده ام. بیخودی فیلتر شکن را باز می کنم. بعد میبندم. اخبار عصر ایران هم برایم زیادی است. خاطرههای فیس بوکیام مثل مردن جلوی چشمم میآید. یاد دستی میافتم که زد روی شانهام. باهام حرف زد ولی حرفش کلمه نبود یک جور بیان معنی بود که برخلاف خوابهای طول و دراز زنها، فقط گفت: بابا تو که با این جماعت...
-
فضانوردی به مریخ مردان مریخی زنان ونوسی
19 مهر 1393 08:18
1- نوجوان فضانورد 13 ساله یعنی آلیسا کارسون که دارد می رود مریخ کجا و مای 13 ساله کجا؟ البته افزایش ظرفیتهای انسانی در دوره ی ما منوط به این بود که کتاب بغل دستی را پاره نکنیم و یا یک گوشه ساکت بنشینیم و زنگ پرورشی را درک کنیم. هضم زنگ بیکاری که در دوره ی اول نظام جدید متوسطه اتفاق افتاد، یکی از بزرگترین دستاوردهها...
-
نوبل ادبیات 2014 به فرانسوی ها رسید:پاتریک مودیانو
18 مهر 1393 21:13
: نوبل ادبیات به پا تریک مودیانو نویسنده ی فرانسوی کتاب خارج از تاریکی رسید و مشتاقان و علاقه مندان ادبی را از انزوا بیرون آورد. خدا را شکر که مردم دنیا پینوکیو را بیشتر از خیلی آدمهای واقعی می شناسند. هاروکی موراکامی هم شکل برادر رضایی همیشه کاندیدای مورد علاقه ی مردم است. یادداشت مفصل مترجم عزیز اصغر نوری را از...
-
اینستاگرام بچه پولدار های تهران، آنالیز شکاف
17 مهر 1393 23:51
اینستاگرام بچه های پولدار تهران سوژه ی خبرها شده است. از بی بی سی تا عصر ایران سعی کرده اند درباره اش بنویسند و نکته این است که امروز واشنگتن پست هم ازش نوشت. خدای من. این باعث شد بروم ببینم داستان چیست. در این باره یک سایت پیدا کردم که اجازه می دهد توی اینستاگرام را بگردید. جستجوی اینستاگرام هر چقدر واقعی یا خیالی...
-
یادداشتهای روزانه احمد شاملو- درها و ...دیوارهای چین
16 مهر 1393 10:45
یادداشتهای روزانه ، همانطور که میدانید یکی از علایق تمام نشدنی بنده است. امروز کتاب درها و دیوار بزرگ چین نوشتههای روزانهی احمد شاملو را پیدا میکنم. پیر مردی که از روی فایلهای صوتیاش میشناختم، اینجا کلی از اعترافات خودش را نوشته است. به طور قطع و یقین یادداشتهای روزانه آلبر کامو یا یادداشتهای روزانه ویرجینیا...
-
مشتری در سوپر مارکت به خاطر می آورد
15 مهر 1393 22:27
از دور که می آید هم گوشهی موهایش باد میخورد و از زیر روسری بازی سلام و دلبری را شروع میکنند و هم گوشههای پایین مانتویش روی پاها بازی میکنند. این بار هم یک لباس ویژه پوشیدهاست. تنها چیزی که در محل کارش میشود نوعی امتیاز محسوب شود آزادی نسبی پوشیدن مانتوی دلبخواهی است. این روزها این حرفها دیگر عادی شده و یکی از...
-
صواب شناسی غصه و شعر
7 مهر 1393 09:41
1- برای داستان نوشتن باید شب باشد و کنار آتش نشسته باشی. آتش از جنس پلاسماست. برخلاف حرف احمقهایی که به زور و سهمیه و بورسیه، بخشی از معلمهای ما را تشکیل داده بودند، ماده حداقل پنج، شش حالت دارد. حالتهای ماده جامد، مایع، گاز، پلاسما و غیره. آتش جنسش یک جور سیال است. پلاسما مثل جنس مادهی سازندهی خورشید. اغلب نویسنده...
-
تولستوی- کتاب مرگ ایوان ایلیچ نشر نیلوفر
5 مهر 1393 11:59
تولستوی نویسنده ی روسی را به روان شناسی عمیق در آثارش می شناسند. زندگی لحظه است. در یک لحظه شما میتوانید به رییستان بگویید که باهاتان محکم و مردانه دست بدهد چون دست دادن با نوک انگشت حاکی از کراهت و نجاست به نظر میرسد و یا میتوانید به این فکر کنید که لئون تولستوی چگونه مرگ ایوان ایلیچ را بر جان هر نوع بشری نوشته...
-
غذاخوردن ایستاده
3 مهر 1393 22:27
وقتی ایستاده غذا میخورید، حتما دارید جرمی مرتکب میشوید این اصلا یک پیام بهداشتی نیست. این جرم میتواند علیه هر کسی اتفاق بیفتد. زمانی که کل فامیل را میتوانید در یک مهمانی مهم مثل مردن بزرگ خاندان جمع ببینید. همه هستند. حتی دلقک ترین دامادهایی که تازه به جمع فامیل اضافه شدهاند ته ریششان را یک روز است نزدهاند و بعد...
-
ترجمه اولیس جیمز جویس- ایمان فانی
3 مهر 1393 19:47
ترجمه اولیس جیمز جویس- ایمان فانی را بر روی سایت پیاده رو دیده ام. فعلا دو فصل اول را گذاشته اند تا جویس دوستهای گرامی استفاده اش را ببرند. واقعا در زندگی چند بار معدود شده است که سیگاری را بر عکس روشن کنم. خیلی هول شده بودم و امشبم تکمیل شد با این ترجمه. تخصصی در بد و خوبش ندارم ولی دست مریزاد به بچه های سایت پیاده...
-
آزمون دکتری روی کف پوش قرمز
2 مهر 1393 13:39
دکتر دیگر چند وقتی بود که با هم پیاله هایش بُرنمی خورد. البته دکتر بودنش را سه سالی بود به اثبات رسانده بود. صبح توی آپارتمانش که نُقلی، تلخ و گرفته بود، بیدار شد حس کرد که باید به بیکاری اش برای همیشه سر و سامان دهد. شماره مهدی رونوشت را گرفت. هیکل وارفته و چاقش را که توی سی سالگی به نظر چهل ساله می رسید، سست جابجا...
-
پلانکتون ها -1
1 مهر 1393 08:36
پلا نکتون ها -2 - شوان اشتایگر و بیگ جونز ما هر کداممان یک جور پلانکتون هستیم. یعنی یک زندگی سطح پایین و تحت فشار لایههای بالاتر را به کندی میگذرانیم. بدون هیچ رنگی قرار است بعد از میلیونها سال نفت بشویم. پلانکتون خانه روبرویی توی تختش دراز کشیده و دارد سیگار دود میکند و گذشت زمان در ذهن آدمها برایش بی معناست....
-
یادداشتهای روزانه ویرجینیا وولف نشر قطره
29 شهریور 1393 10:51
یادداشتهای روزانه ویرجینیا وولف چیزی نبود که انتظار داشتم. ویرجینیا وولف جسورانه توانسته است نقدهای اساسی به اولیس جویس داشته باشد. در جایی او را کارگری میداند که خود آموخته تجربههایش را پیش میبرد. طعنه زنندگی و شوک آور بودن کار جویس را مورد انتقاد قرار میدهد و همینطور پیش بینی میکند، اولیس جیمز جویس ، اثری...
-
چگونه فکر آزاد داشته باشیم؟ ابن مشغله
27 شهریور 1393 15:37
اکثر وقتها بعد از چند روز باید روی کاغذ بنویسد که چه کاری انجام میدهد. از چی پول در میآورد و با چی تفریح میکند. مخصوصا اگر یک چند روزی مرخصی بوده باشد و توی تعطیلات هزار تا کار عجیب و غریب انجام داده باشد. لازم میشد تمام فکرش را روی کاغذ بیاورد. چند تا ستون برای کارهایش و چند تا برای تفریحاتش درست میکند. اینطوری...
-
ژاک دریدای غلیظ - کلاس خصوصی فلسفه
26 شهریور 1393 09:20
روزهایی که قرار دکتر دارم اضطراب زیادی ندارم ولی خدا نکند برای خانه گرفتن، قول نامه کردن فلان چیز و به طور کلی خرید یک موضوع لازم، قرار و مدار داشته باشم. خصلت خاموش فرار از بازار همیشه توی لباسم وول میزده و خواهد زد. کار نه چندان زیاد در بورس بهم یاد داد که مملکت ما هم همینطوری است. نه زیاد بدتر از این میشود و نه...
-
تاریخچه تقریبا همه چیز – ما رو چی فرض کرده؟
21 شهریور 1393 22:40
تاریخچه تقریبا همه چیز، این دفعه خیلی مفصل است ولی ما قطره ای از این بحر طویل را خدمت شما آورده ایم: 1- صمیمیت برای بعضیها مثل دادن آدامس به نیمکت بغل دستیها و یا زنگ تفریح گپ زدن با سال بالاییهای مدرسه است. به همین جهت یکی از دوستان محل کار لطف کرده و اینگونه یخها را شکستند: - شما اهل تئاتر هم هستی؟ - آره. - یه...
-
فضای سبز - اول
21 شهریور 1393 16:57
نفر اول ما یعنی همهی ما تکههای بی ربطی از بشریت بودیم که آنجا یعنی در آن آپارتمان کوچک زندگیمیکردیم. زیرکی ، یعنی چیزی که همیشه عینیتش را از زندگی ما مخفی میکرد. یعنی تا سالها دستش برای هیچ کدام از ما رو نشده بود، یک درب باریک دستشویی که از اتاق خواب یا همان تک اتاق خانه به دستشویی باز میشد بود. اما افسوس که آن...
-
کتاب خواندن با ترس و لرز
15 شهریور 1393 10:28
آدم همیشه در یک مکان عمومی میترسد. منظورم ترس از دزد نیست. اینطوری که صدا و سیما همه را خوب و پاک دست نشان میدهد، مردم خودشان باور میکنند و مشکلی از آن دست ندارند. عمدهترین ترس، ترس از این است که خوابتان ببرد و وقتی به یکی از بخشهای وسایل نقلیهی عمومی تکیه دادهاید، تکهای آدامس بچسبد به موهایتان، فدای سرتان اگر...
-
تاریخچه تقریبا همه چیز- تاریخچهی ما
10 شهریور 1393 11:35
آلبرکامو یک جمله ی معروف دارد به این مضمون که مردان اهل نمایش هستند و زنها تماشاچی آن هستند. توی این مردها کلی بدن ساز و عزیزم چه هیکلی هستند که نمایشهای جالبی اجرا میکنند. یک عده از دوستان شفیق هم هستند که همکاریم و به انواع ورزشهای سازمانی مشغولند. یعنی ماهی دو دفعه از طبقهی دوم اسباب کشی میکنند، گردگیری میکنند....
-
پرسشنامه مارسل پروست- من و پروست- رولان بارت
7 شهریور 1393 22:17
گاهی برای خوب و بد یافتن هنر و هنرمند باید دست به دامن کلاسیک ها شد. مارسل پروست یک پاسخ و پرسشی دارد که بخشی از آن اینطوری است: او بدترین بدبختی را جدا شدن از مادر میداند، همان چیزی که از دق الباب در جستجوی زمان از دست رفته، هر وقت و در هر سنی که به سراغتان آمد و تن مهیب و جان اژدها گونهاش را به هیکل نحیفتان پیچید،...
-
پن کیک
1 شهریور 1393 14:06
لختهای از مخلوط کرم رنگ را با چنگال برمیدارم و دوباره پرت میکنم روی باقی مخلوط. با شدت بیشتری این کار را میکنم. چرا همه چیز زود میسوزد و میرود پی کارش؟ چرا فکر میکنیم. این همه از فکرهای مختلف آویزان میشویم. کاربلد بودن، دوست داشته شدن، زحمت کشیدن و همیشه از زمان عقب بودن. این لامصب کجاست؟ این یکی چرا خودش را...
-
کمپین آب یخ و خاطره های طلبگی از زبان حاج آقا تهرانی
1 شهریور 1393 10:25
1- حاج آقا تهرانی از اقامت 9 سال در آمریکا و کانادا خاطره گفته و خبر گذاری ها هم نقل قول کرده اند: دخترها و زنهای کانادا و آمریکا آرایش نمی کنند و پیرزن ها به توصیه ی روان پزشک عمل می کنند. وقتی محدودیت رسمی در وجه و کفین متمرکز شده باشد، شما خواهید دید که تمرکز زیبایی در این ناحیه افزایش پیدا خواهد نمود. ولی جدای از...
-
لذت عفو پای چوبه دار- مدال فیلدز ریاضی مریم میرزاخانی
28 مرداد 1393 15:03
1- خواهشمندم این روزها به دلیل مشغله ی زیاد، وقتی سیب می خورید، تخمهایش را میل نفرمایید. چون به باور قدیمی ها در شکمتان اژدها سبز نمی شود. دلیلش هم این است که تخم این همه چیز را خوردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد جز دل درد. اصلا هر موضوعی از نوع نهی از منکر محل بحث بی پایان است. 2- کودک خود را قبل از آموزش فوتوشاپ، قیمت...
-
کافه اعترافات-قسمت دوم
27 مرداد 1393 09:15
کافه اعترافات - قسمت اول - نه منتظرم. طوری گفت که یکی با حالت تهوع بخواهد توی مهمانی در جواب کسی مشروب جدید را رد کند و حیف باشد که او را بی ظرفیت بدانند. افشین بر گشت پشت کانتر و به سبیلش دست کشید. قرارش با خودش عقب ماندن نبود. بعدها برایم گفت کاش از آن روزها به جای ول گشتن بین دخترهای مختلف که خیلیهاشان واقعا متعلق...
-
آدم فنی شدن، مدیریت ذهن
23 مرداد 1393 17:43
توی کاغذ دم دستی ام هزار تا چیز مختلف نوشتهام. دستههایی از آن کاغذهای قدیمی را هنوز هم دارم. نباید آنها را دور بیندازم. خطوط نامنظم و خستهای که طرح مشخصشان فقط برای خودم معلوم است. بهترینهایش را هم از دبیرستان دارم. پر از برنامههای عجیب و غریب. از ورزش و زبان خواندن و خیلی کارهای سخت دیگر. هنوز هم وقتی توی یک...