360 درجه

360 درجه

داستان کوتاه و رمان - جامعه شناسی -فلسفه -معرفی کتاب - نقد فیلم
360 درجه

360 درجه

داستان کوتاه و رمان - جامعه شناسی -فلسفه -معرفی کتاب - نقد فیلم

هنرمند ضد آمریکایی پیر شده است؟ شوشول یک سامورایی

ضد آمریکایی بودن توی خون ماست. توفیق خدمت کردن به آمریکا هم همینطور. رقابت با هالیوود را دیگر نمی‌شود جدی گرفت. رضا کیانیان به اوج رسانده است و در مصاحبه با رضا رشید پور در سایت آپارات و برنامه‌ی دید در شب گفته است: سینمای ایران بدل اصلی سینمای آمریکا یعنی هالیوود است. نمی‌دانم اصولا آیا می‌شود دوره‌ی افول هنرمندها را از کل مسیر زندگیشان حذف کرد یا به نوعی: عاقبت به خیری موضوعی است که تازه در پیری یک هنرمند دیده می‌شود؟  
ادامه مطلب ...

مارتین مک دونا اگر خشن می‌نویسد آیا به همان اندازه محبوب است؟

همه‌ی آدمها چنین قصه‌های تلخی دوست ندارند.  دقیقا دارم نمایشنامه های مارتین مک دونا را میگویم. الان سلیقه‌ی آدمها تراژدی و کمدی به شکل مخلوط آن است. نوبر بازار همین است که این کثافت لزجی که ده پانزده سال جوانی معاصر شما را  احاطه کرده است بردارید و به همان شکل کمدی زندگی‌اش کنید. توی داستانهایتان بیاورید، باهاش تئاترهاتان را دراماتورژی کنید. ژانر سینمایی واجبی مثل ژانر پوچ گرایی 

ادامه مطلب ...

هنرمند متوسط بودن غمگین است - پاره ی دوم

صبح به خودش گفت که باید مست باشد. دیگر قرارش از مست بودن، نوشیدن واقعی نبود. صبح دور خودش چرخید. به یکی دوتا گلدانش آب داد. چای دم کرد ولی ننوشید. همه‌ی کارهای عادی را نصفه کاره انجام داد. صبحانه را پخش کرد روی میز ولی نخورد. 
ادامه مطلب ...

نمایشگاه دستاوردهای صنعت خودرو

امروز با دوستان رفتم نمایشگاه دستاوردهای صنعت خودرو. حال من، حال پرویز پرستویی بود در لیلی با من است. چقدر دور بود و چقدر بیگانه بود وقتی دیزل بازها توی سالن ماموت داشتند دیزلهای خفن را با موزیک   ادامه مطلب ...

هنرمند متوسط بودن غمگین است - پاره ی نخست

سالوادور اسم خودش بود.  رویش نمی‌شد اسم اصلی‌اش را استفاده کند. درد مفصل پا باعث می‌شد تمام روز را برود گوشه‌ای و منتظر باشد. 

اولین مجموعه داستانش را خیلی‌ها دوست داشتند.   ادامه مطلب ...

درباره فیلم استراحت مطلق رضا عطاران

 عطاران و خانمش  به همراه ترانه علیدوستی، مجید صالحی و بازیگر همیشه در صحنه یعنی بابک حمیدیان فیلمی را جلوی روی مخاطب قرار داده‌اند که به نظر بعضی‌ها خیلی خشن می‌رسد. این را در صحبت با دیگران فهمیدم. انگار به زبان بی زبانی می‌خواهند بگویند بیا حرف خودمان را بزنیم.  

ادامه مطلب ...

مرگ غمگین یک امبرتو اکو

من آدم محتاطی هستم. امروز نگاه کردم و دیدم توی کارتهای بیزنسی فقط یک کارت داروخانه‌ی ‌شبانه روزی را دارم. یعنی فوبیای این وجود دارد که یک وقتی شبی نصفه شبی بخواهم بروم داروخانه.  

ادامه مطلب ...

مسابقه ی طراحی پوستر در حال انتخابات

1- مسابقه طراحی پوستر دیده شده با موضوع دیوار برلین با موزیک د وال پینک فلوید 
مردم دنیا دارن میرن کره ی ماه ما هنوز داریم سر همون یه دونه آجر اضافی توی دیوار با هم چونه میزنیم. الان دیگه معلم ها با مدیر و ناظم هم می خونن : هی تیچر ما بچه ها رو اذیت نکن 
وایسا دنیا میخوام با لنین خداحافظی کنم لدفن 
2- تا به حال کادوی تولد کسی را برگشت زده‌اید؟ 
ادامه مطلب ...

روزهای نزدیک عید از زمستان - تئاتر سه گانه اورنگ

1- من هر سه دوغ در میان – واحد اندازه‌گیری روز برای کارمندها- می‌توانم بروم سراغ ترک سیگار ولی نمی‌روم چون انگیزه‌های لازم را ندارم.  ادامه مطلب ...

وای وای مهدی معمولی

دور میدان هفت حوض هستم ماراتن تا خانه رفتن از بین جمعیت مشتاق و علاقه‌مند به تعطیلات طولانی عید شروع می‌شود. جلوی شهر کتاب میز گذاشته‌اند. هنوز برای سمنو زود است ولی لیستهای 30 به اضافه‌ی 16 را دارند پخش می‌کنند. هر کدامشان هم مردم و واکنشهایشان را نگاه می‌کنند.  انتخابات یکی از بزرگترین تفریحات تمام مردم ایران است مثل بازار رفتن است. 
ادامه مطلب ...

شعله های آفتاب در فصل مدرسه

پدر گل باز حرفه‌ای است یعنی طوری طرحهای خلاقانه برای همان باغچه‌اش صادر می‌کند که به اندازه‌ی یک باغ پر و پیمان عواید دارد. اولین کاری که کرد این بود که شروع کرد به در آوردن موزاییکهای کف حیاط. یعنی از یک سالی به بعد هر موقع به بهانه ‌ی یک گل جدید که قرار است از جای دوری به دستش برسد و ممکن است بذرش با گلهای دیگر قاطی بشود 
ادامه مطلب ...

خرگوش نامه ی جدید

گاهی از هول حلیم می افتم توی دیگ، تبدیل میشم به یه آدم جمع آوری کننده. اگر توی ایران سرعت اینترنت درست بود کمتر هی جمع آوری می کردیم. این دوره منقرض بشه خیلی منظم میشم. فقط شاهکارها رو تعقیب خواهم کرد. اما بعد از چند روز زندگی اینطوری بازهم دلم برای شنا کردن توی ناکجا آباد تنگ میشه.   ادامه مطلب ...

کیهان بهم چی گفت؟

1- اولین باری که این را یکی داشت تعریف می‌کرد برایم جالب شده بود که از خوانندگان رسمی و پر و پا قرص کیهان است. اما موضوع اینطوری نبود. او به حلقه‌های عرفانی متعلق بود که باید یک دوجین از چاکراهایش را هر روز صبح در مسیر مناسب ورود و خروج انرژی تازه از کیهان قرار می‌داد.   ادامه مطلب ...

چرا کار کردن سخت است ؟

همیشه کار کردن برایم همینطوری عذاب آور بوده است خود کار اصلا سخت نیست بالاخره با کمی ور رفتن مشکلاتش حل می‌شود ولی امان از روزی که بخواهی آدمها را به مسیر کاری خودت بیاوری و باهاشان تیم ببندی.  ادامه مطلب ...

توی کف بودن

من اگر از لحاظ درونی یک روز توی کف چیزی نباشم از بین می‌روم. از روز اول مدرسه توی کف این بودم که چطور همکلاسیهایم – خط زمینه – را بلد بودند و من نمی‌دانستم. بعد یک روز دیدم معلم هم با هزار زحمت نخی را توی رنگ زد و محکم کشید و ردش را روی تخته باقی گذاشت  
ادامه مطلب ...

نظام اخلاقی توی قوطی

یکی می‌گفت هنرمندها و نویسنده‌های ما هم هنوز خیلی خیلی سنتی هستند. سنتی یعنی نظام اخلاقی‌شان سنتی است. به هر صورت این را یک جای عجیب دیدم. دو تا از دوستان نشسته بودند و مشغول طراحی شدند. از قضا برای ترک عادات زشت هم راهی اندیشیده بودند.  ادامه مطلب ...

عکس اردو

همه داشتند به دوربین لبخند می‌زدند. من هم تصمیم گرفتم همان عکس را بردارم. لااقل می‌شد سالها بعد هم کلاسیهایم را توی یک اردوی کنار دریا به خاطر بیاورم. هنوز می‌توانم صورتهای  ادامه مطلب ...

درباره فیلم امروز ساخته رضا میرکریمی

ما خیلی به ساختارهای هالیوودی عادت کرده‌ایم برای همین هم فیلمهای با ساختار متفاوت برایمان نامانوس به نظر می‌رسد. شخصیت اول‌های میر کریمی همیشه قهرمانهای پاک و پاکیزه‌ای هستند که دارند یک چیزی را  در نهایت سکوت به دیگران می‌آموزند. 

ادامه مطلب ...

چرا مجله‌ی کاغذی نخوانیم؟

به نظر می‌رسد مجله‌ها حتی مجله‌های شبه تخصصی که هر شماره‌شان به اصطلاح – پرونده‌-ای را تعقیب می‌کنند، مزایای زیادی برای خواننده داشته باشند اما دریغ و افسوس که به نظر می‌رسد مجله درآوردن و خواندن  موضوعی قدیمی و من باب رعایت آداب گذشتگان قلمداد می‌شود. 

1- مجله‌ مانند منبر، یک رسانه‌ی یک سویه است و تقریبا هیچ کدام از اینهایی که می‌شناسم امکان حداقل دریافت نظراتی فارغ از خیلی خوب بود و عالی و جدول‌اش را بیشتر کنید ندارند. اصولا مخاطب به سختی می‌تواند درباره‌ی بعضی موضوعات بحث زنده با تولید کنندگان محتوا در این رسانه داشته باشد.   ادامه مطلب ...

عبدالله ابن موقت که بود؟

اولین ترجمه از کتاب شبکه‌های اجتماعی با نام- پنجه پنچره- توسط عبدالله ابن موقت انجام شد. او به دلیل استفاده‌ی بی رویه از انگشتان دست مخصوصا شصت دست راستش بعدها به عبدالله تک دست معروف شد.   ادامه مطلب ...