همهی آدمها چنین قصههای تلخی دوست ندارند. دقیقا دارم نمایشنامه های مارتین مک دونا را میگویم. الان سلیقهی آدمها تراژدی و کمدی به شکل مخلوط آن است. نوبر بازار همین است که این کثافت لزجی که ده پانزده سال جوانی معاصر شما را احاطه کرده است بردارید و به همان شکل کمدی زندگیاش کنید. توی داستانهایتان بیاورید، باهاش تئاترهاتان را دراماتورژی کنید. ژانر سینمایی واجبی مثل ژانر پوچ گرایی
ادامه مطلب ...امروز با دوستان رفتم نمایشگاه دستاوردهای صنعت خودرو. حال من، حال پرویز پرستویی بود در لیلی با من است. چقدر دور بود و چقدر بیگانه بود وقتی دیزل بازها توی سالن ماموت داشتند دیزلهای خفن را با موزیک ادامه مطلب ...
سالوادور اسم خودش بود. رویش نمیشد اسم اصلیاش را استفاده کند. درد مفصل پا باعث میشد تمام روز را برود گوشهای و منتظر باشد.
اولین مجموعه داستانش را خیلیها دوست داشتند. ادامه مطلب ...
عطاران و خانمش به همراه ترانه علیدوستی، مجید صالحی و بازیگر همیشه در صحنه یعنی بابک حمیدیان فیلمی را جلوی روی مخاطب قرار دادهاند که به نظر بعضیها خیلی خشن میرسد. این را در صحبت با دیگران فهمیدم. انگار به زبان بی زبانی میخواهند بگویند بیا حرف خودمان را بزنیم.
ادامه مطلب ...من آدم محتاطی هستم. امروز نگاه کردم و دیدم توی کارتهای بیزنسی فقط یک کارت داروخانهی شبانه روزی را دارم. یعنی فوبیای این وجود دارد که یک وقتی شبی نصفه شبی بخواهم بروم داروخانه.
ادامه مطلب ...1- من هر سه دوغ در میان – واحد اندازهگیری روز برای کارمندها- میتوانم بروم سراغ ترک سیگار ولی نمیروم چون انگیزههای لازم را ندارم. ادامه مطلب ...
گاهی از هول حلیم می افتم توی دیگ، تبدیل میشم به یه آدم جمع آوری کننده. اگر توی ایران سرعت اینترنت درست بود کمتر هی جمع آوری می کردیم. این دوره منقرض بشه خیلی منظم میشم. فقط شاهکارها رو تعقیب خواهم کرد. اما بعد از چند روز زندگی اینطوری بازهم دلم برای شنا کردن توی ناکجا آباد تنگ میشه. ادامه مطلب ...
1- اولین باری که این را یکی داشت تعریف میکرد برایم جالب شده بود که از خوانندگان رسمی و پر و پا قرص کیهان است. اما موضوع اینطوری نبود. او به حلقههای عرفانی متعلق بود که باید یک دوجین از چاکراهایش را هر روز صبح در مسیر مناسب ورود و خروج انرژی تازه از کیهان قرار میداد. ادامه مطلب ...
همیشه کار کردن برایم همینطوری عذاب آور بوده است خود کار اصلا سخت نیست بالاخره با کمی ور رفتن مشکلاتش حل میشود ولی امان از روزی که بخواهی آدمها را به مسیر کاری خودت بیاوری و باهاشان تیم ببندی. ادامه مطلب ...
همه داشتند به دوربین لبخند میزدند. من هم تصمیم گرفتم همان عکس را بردارم. لااقل میشد سالها بعد هم کلاسیهایم را توی یک اردوی کنار دریا به خاطر بیاورم. هنوز میتوانم صورتهای ادامه مطلب ...
ما خیلی به ساختارهای هالیوودی عادت کردهایم برای همین هم فیلمهای با ساختار متفاوت برایمان نامانوس به نظر میرسد. شخصیت اولهای میر کریمی همیشه قهرمانهای پاک و پاکیزهای هستند که دارند یک چیزی را در نهایت سکوت به دیگران میآموزند.
ادامه مطلب ...به نظر میرسد مجلهها حتی مجلههای شبه تخصصی که هر شمارهشان به اصطلاح – پرونده-ای را تعقیب میکنند، مزایای زیادی برای خواننده داشته باشند اما دریغ و افسوس که به نظر میرسد مجله درآوردن و خواندن موضوعی قدیمی و من باب رعایت آداب گذشتگان قلمداد میشود.
1- مجله مانند منبر، یک رسانهی یک سویه است و تقریبا هیچ کدام از اینهایی که میشناسم امکان حداقل دریافت نظراتی فارغ از خیلی خوب بود و عالی و جدولاش را بیشتر کنید ندارند. اصولا مخاطب به سختی میتواند دربارهی بعضی موضوعات بحث زنده با تولید کنندگان محتوا در این رسانه داشته باشد. ادامه مطلب ...
اولین ترجمه از کتاب شبکههای اجتماعی با نام- پنجه پنچره- توسط عبدالله ابن موقت انجام شد. او به دلیل استفادهی بی رویه از انگشتان دست مخصوصا شصت دست راستش بعدها به عبدالله تک دست معروف شد. ادامه مطلب ...