360 درجه

360 درجه

داستان کوتاه و رمان - جامعه شناسی -فلسفه -معرفی کتاب - نقد فیلم
360 درجه

360 درجه

داستان کوتاه و رمان - جامعه شناسی -فلسفه -معرفی کتاب - نقد فیلم

یک بوس سرخ کوچولو برای عزراییل

امکان نداره. اینجا توی قرن 21 ام و در آستانه‌ی قرن 15 ام شمسی، این چیزا وجود نداره.
با همان چشمهای سرخ و نگران کننده‌ی عجیب و غریب می‌گوید: چرا امکان نداره. تا یک سال پیش اگر می‌گفتی یک ویروسی هست اینطوری و اینطوری دنیا رو له می‌کنه، همه بهت می‌خندیدند. بعدش هم می‌گفتن این فیلمها ضعیفه، مقواست!
می‌گویم: خوب. اوکی شما بگو واقعی هستی. حالا من باید چی کار کنم.
تنم می‌لزرد معلوم است برای چه آمده است. ملک الموت یا یک چیزی اینطوری است. شنیده‌ام اگر آدمیزاد روز روشن به چشمهایش نگاه کند ریه‌هایش مثل سیب چروکیده درجا خشک می‌شود. حتی فرصت نمی‌کند از این وحشت آخ بگوید. یک جور که اصلا همچین وحشتی مگر داریم. اصلا می‌شود توی دیدنیهای این دنیا چنین چیز مهیبی وجود داشته باشد و آدمها ازش بی خبر باشند؟

راز و نیاز دایم با خداوند چرا تمامی ندارد ؟

اینکه من دایم با خداوند و کائنات صحبت می‌کنم اولین بارازدرس پرسیدن معلم ها شروع شد. یعنی بیخود و بی‌جهت آدم راوادار می‌کردند تا ارواح طبیعت را احضار کنیم مگر بشود معلم دل پیچه بگیرد.دستش بشکند و یا مریض شود. ولی هیچ وقت هیچ اتفاقی نمی‌افتاد جز اینکه از ما درس نپرسد. حتی وقتی که درس بلد بودیم هم به چشم کسی نمی‌آمدیم. اینطوری راحت راحت دیپلم گرفتیم و رفتیم دانشگاه ولی آنجا دیگر جای دیده شدن بود. برای دیده شدن زیاد تلاش کردیم. من بعد از مدتی متوجه شدم همکلاسیهای خیلی باهوشی دارم برای همین ته کلاس پفک می‌خوردم تا دیده شوم. گاهی هم پشت و رو پوشیدن کاپشن می‌توانست تاثیر بهتری بگذارد ولی از یک بار بیشتر نشد چون واقعا بچه‌ها سنگین رنگین‌تر از این حرفها بودند. یک بار هم استاد ده دقیقه بعد از پفک خوردن ما یکهو گفتند: شما سه تا که یکیتون ده دقیقه پیش بیرون رفت، بفرمایید بیرون! معلوم بود که ما بدون هیچ مقاومتی بیرون رفتیم. استاد ما خانم سنگین و رنگینی بود که گوش ندادن درسش بی کلاسی محض بود. واقعا چرا کائنات آن موقع باماصحبت نکرده بودتاکارهای باکلاس‌تر و جذاب‌تری بکنیم؟البته همه چیز جهان غیرخلاقانه و افتضاح نیست.به نظرم اگر ما توی دبیرستان درس زیست شناسی خوانده بودیم یابهتربگویم بیشترازعلوم پنجم دبستان، درگیر زیست شناسی شده بودیم لابدخیلی چیزهاتوی دانشگاه برایمان عادی‌تر به نظر می‌رسیدوهیچگاه صحبت کردن با جنس مخالف برایمان آبِ سخت از گلو پایین دادن به نظر نمی‌رسید.

روش پیدا کردن شماره حساب بانکی تمام بانکها

بهترین روش برای پیدا کردن شماره حساب بانکی از روی شماره 24 رقمی شبا برای بانکهای مختلف  در ادامه آمده است.   البته از یکی پرسیدند شماره ی شبا تو میدی گفت: همون شماره ی روزامه. 

در ادامه پیش شماره کارت بانکی بانکهای مختلف را آورده ایم. 

شناسه حساب بانکی ایران که به اختصار «شبا» نامیده می شود، شماره ای است ۲۴ رقمی که یک حساب بانکی را به صورت منحصر به فرد در تمام نظام بانکی ایران مشخص می کند. تعیین مشخصات شناسه حساب بانکی ایران (شبا)، مطابق با استاندارد ISO-13616 است.

آشنایان و طرف های تجاری شما با استفاده از «شبا» می توانند بدون نیاز به ذکر نام بانک، نام یا کد شعبه، نوع حساب و اطلاعات نظیر آن، بصورت الکترونیکی وجه برایتان حواله کنند. 

ادامه مطلب ...

پیدا کردن شماره حساب از روی شماره کارت بانک

برای پیدا  کردن شماره حساب از روی شماره کارت بانکی می توان  به خودپرداز بانک مراجعه کنید و با گرفتن صورتحساب ، در بالای برگه شماره حساب هم درج میشود.فقط دقت کنید موجودی باید از دستگاه مربوطه بانک خود شما باشد. یعنی مشتریان بانک ملی از خودپردازهای این بانک شماره حساب را بگیرند. 


دوم: تمامی شعب به صورت تلفنی هم در ازای اعلام شماره کارت، شماره حساب را به شما اعلام می کنند. 

سوم: این روش خاص مشتریان بانک ملی است که کارت بانکی آنها رمز دوم دارد؛ به منوی انتقال وجه در سایت بانک ملی مراجعه کنید (bmi.ir) و از کارت خود مبلغی را به همان شماره کارت انتقال بدهید.

بعنوان مثال اگر شماره کارت شما ۶۰۳۷۹۹۱۸00000000 هست در قسمت مقصد هم همان شماره را وارد کنید. در مرحله بعدی،شماره حساب شما نمایش داده می شود.

در مورد بانکهایی غیر از بانک ملی حتما به خودپرداز مربوط به همون بانک مراجعه کنید و با گرفتن موجودی و یا چند گردش آخر ، به شماره حساب مربوطه دسترسی پیدا کنید. 

مشترانی که کارت بانک ملت را دارند، فقط درصورتی می توانند شماره حساب را به دست بیاورند که در همراه بانک یا خدمات اینترنتی بانک ملت عضو باشند ، در غیر این صورت حتما باید به شعبه مراجعه کنند.
  ادامه مطلب ...

ساختمان پلاسکو هنوز دود میکند؟

گاهی اوقات وقتی دارم می‌نویسم قشنگ تصور می‌کنم مخاطبم حوصله ندارد. در حالت سردرد و بی حالی کامل دوست دارد چیزی بخواند که حالش خوب شود. بعضی ها دوست دارند داستان بدکارگی آدمها را بخوانند تا به طرزی خوشحال از روزمره فرار کنند. بعضی‌های دیگر هم فقط به تلقینهای مثبت نیاز دارند. جرات ندارم درباره‌اش بنویسم. الکی به خودم می‌گویم تو که مناسبتی نویس نیستی. پلاسکو هنوز فاضلاب دارد که باهاش می‌شود خبر درست کرد.  ادامه مطلب ...

طراحی شغل، سناریوها

یکی از سناریوهای طراحی شغل اینطوریه که اول برای هر پستی یه مسئول دفتر میذارن. بعد میبینن که اون مسئول دفتر از خود پست قراره قویتر عمل کنه. پست رو حذف میکنن. حالا جدای از این شوخی، وقتی شایسته سالاری در نهادهای دولتی وجود نداره، یک پیامی از سوی مسئولین به بقیه ی بخشهای جامعه در حال انتقاله: ما نیازی به تخصص نداریم. مهم اینه که طرف منعطف باشه. حرف ما رو پیش ببره. متاسفانه این موضوع حتی در مشاغال حساس و تخصصی هم وجود داره. برای همین ما دوره ی طولانی ای از حوادث رو در بخشهای حمل و نقل و غیره، داریم تجربه میکنیم. اسمش رو هم از قبل گذاشتیم: استکبار جهانخوار.

اولین داستانی که منتشر کردم

اولین باری که یه داستان برای یه سایت اینترنتی دادم ماجرا از این قرار بود که یکی از دوستان گفت: تو مثلا مینویسی؟ خوب یه داستان بده یه جا منتشر کنن. گفتم: باشه تلاشم رو می کنم. آمدم خانه. بالاخره راضی شدم یک چیزی را بسته بندی بهتری بکنم و برای چند جا بفرستم. سرچ کردم و چند تا سایت داستانی پیدا کردم. برای همه شان همین یک نسخه را فرستادم، بلکه یک جایی منتشر شود. اصلا اعتماد به نفس نداشتم. بعدش جوابها جالب بود.   ادامه مطلب ...

روباه و شازده کوچولو در برف

روباه گفت: این برف همیشه منو به یاد تو میندازه. 
شازده کوچولو که دیگر برای خودش دکلی شده بود گفت: پاشو. پاشو دمتو تکون بده بریم برفو پارو کنیم پشت بوم اومد پایین. 
روباه گفت: ای بابا. بیرون رو نگاه کن. ما الان روی شیب خیابونیم. برف رو بریزیم تو کوچه که دیگه هیچ ماشینی نمیتونه از اینجا بالا بیاد. فحش خوار مادر می‌کشن به گلت. خوشت می‌آد؟ 
شازده کوچولو گفت: من قانع شدم ولی ای کاش قبلش پاروی خودم رو از سیاره ام می‌آوردم.  

ادامه مطلب ...

در راستای حذف طبقه متوسط جامعه

در راستای حذف طبقه ی متوسط، تنها راستایی است که دولت عاشقش است. یعنی طبقه ای که هیچ زری نتوانند بزنند و گرفتار معیشت خودشان باشند.
در همین راستا دولت مدیرهای میانی، مهندسها، سر عمله های خوشحال و خندان با درآمد 5-6 تو مان در ماه را قرار است همانجا متوقف کند و بعد کارگر و راننده و غیره را به ایشان نزدیک کند. 

ادامه مطلب ...

چیز برگر تجریش

تریپ طرف همیشه اینطوری بود. من آرتیست هستم شما چطور؟ از اولین روزهای دانشگاه شروع شد. هر روز تجربه‌ی جدیدی از دنیای هنر. یک روز تئاتر، یک روز دیدن آیدین آغداشلو. روزی آشنایی با نحوه‌ی صحیح رنگ گذاشتن روی پالت رنگ، یک وعده‌ی دیگر تمام نتهای مورد نیاز برای زدن تمبک به این شکل: تمبکه بکه تنبک.  
ادامه مطلب ...

درباره ی رمان لولیتا - اثر ناباکوف

ناباکوف دستی به تلخی دارد این موضوع را از رمان خنده در تاریکی‌اش دریافتم. بعضی ایرادهای اساسی به رمان لولیتا وارد است که در ادامه آورده‌ام

وقتی راوی خبر مرگ مادرش را به لولیتا می‌گوید موضوع زیاد پرداخت شده نیست یعنی انگار این خبر را به موجودی خیالی گفته است. لولیتای قصه هم خیلی خیالی به نظر می‌رسد چون در بیشتر جاها هیچ مکالمه‌ای وجود ندارد و صرفا صفات بد قلقی و فحاشی به گفتگوهایی نسبت داده شده است که هیچ جا خبری ازش نیست. درست جاهایی که خواننده نیاز دارد خودش هم فحاشی و بد قلقی را از گفتگوی واقعی و گرم درون رمان استخراج کند. داستان لولیتا یک سفر درونی به نظر می‌رسد  ادامه مطلب ...

مریم میرزاخانی طلای همیشه جهانی

خدا رحمتش کنه. من افتخار این رو داشتم که یه درس اختیاری با ایشون هم کلاس بودم. ایشون و رویا بهشتی که اون موقع پسوند زواره رو داشت. مریم میرزا خانی خیلی شوخ و شنگ و معمولی به نظر میرسید. البته کلکسیون افتخارتش رو خیلی زود پر کرد. یادمه یک سال فرق داشتیم و من سال قبل مصاحبه های اونها رو از مجله بریده بودم و برای خودم نگه می داشتم. خدایش بیامرزد. چون المپیادی و فول مارک جهانی بود خیلی توی چشم بود. جزو معدود دخترهایی بود که آن موقع آرایش میکرد. ساده و صمیمی و فوق العاده بود. 

ادامه مطلب ...

در رعایت ادب

روزی شیخ در جمعی از بزرگان صنعت آی تی و حتی حضور یکی از ویزیتور (گیر فروش ) های صنعت مبلمان اداری نشسته بود و سنگ ادب بر میز رفاقت می ساییدی. هر دم ساغری از عقیق چشم دوستان زدندی و آبشخور منکر، به پشت دست هموار نمودندی که دوست - گیر فروش - ندا در داد: 
این دوست شما حرف هم بلده بزنه؟ چقدر ساکته! 
این شد که آنچه نباید می شد. ساغر ادب شکسته شد و کوچه ی رفاقت را فراگرفت...
از آنجایی که پایان حکایت معلوم خواص و ملموس حاضران است از تکرار پرهیز نموده و با این نیمه پایان می بریم:
من پشت میز جمع و دلم جای دیگر است 
ورنه سزای گیر فروش پرسَخُن اعمال ساغر است

تمام دروغهای سیزده به در

از سایت دنیای ساده پری بازدید بفرمایید. 

نشستند در خانه تا مخالفت کنند. اول مخالفتها از نشستن در خانه با سیزده به در شروع شد. بعدها تمام نقشه‌های عملی نشده‌ی عید را حواله دادند به سیزده به در. دقیقه‌ی 90 تنها یک دقیقه است. بعدها استدلال کردند، به روز رسانی کردند و شلخته ‌ترین توطئه‌ها را علیه تعطیلات به کار بردند. 

ادامه مطلب ...

من و تو یک عطاران دسته سفید مشهدی

رضا عطاران سابقه‌ای طولانی در دفع و تخلیه دارد. یعنی هرگاه ساخته است هیچ گاهش بدون نشان دادن سفیدی لعاب دار سنگ توالت نبوده است. یک عصر ماه رمضان هم مانده بودم محل کارم. پروژه‌ای بود که با یکی از وزرات‌خانه‌های محترم داشتیم.   ادامه مطلب ...

فیلم شیفت شب نیکی کریمی سحر قریشی محمد رضا فروتن

مرد کارمند حسابداری است ساده و صادق است. همکارش چند صد میلیون می زند به جیب و در میرود. چون مرد مورد اعتماد رییس است فقط از کار بی کار میشود. زنش مشکوک میشود چون از ماجرا با خبر نیست. یک روز اسلحه می آورد خانه. زنش بیشتر مشکوک می شود.  

ادامه مطلب ...

زلزله در شمال کشور(آمل) چطور اتفاق افتاد؟

مرکز زلزله شناسی ایران که توی نزدیکی مصلای نماز جمعه مقری دارد، خبر از زلزله ای نزدیک آمل و با اندازه ی 4.1 ریشتر داده است. بحث بخت و اقبال نیست. بیماری و درد وقت تعطیلات خودش جلوجلوتر از ما برنامه ریزی می‌کند و مودبانه یا بی ادبانه هوار سر ما می‌شود. دندان درد که خوب خوبهاش است. دیروز نشستم و باهاش کل کل کردم. اما باز هم تسلیمش شدم. شب وقتی دوباره رفتم توی اتاق تاریک، نامرد زد و توی تاریکی یقه‌ام کرد. آبسه و تب و لرز.داشت می‌گفت: کل سال یقه‌‌ات رو گرفتم هی گفتی کار دارم وقت نمیشه. الان که... اصن تو تا کی سر کار نمی‌ری.  

ادامه مطلب ...

برگشت زدن کادوی تولد

این که می‌بینید کادوی تولد برگشت خورده است. دو هفته پیش ارسال شده و الان تقریبا سه روزه زیر کولر داره خاک می‌خوره. طوری که هر شب اینقدر دیر می‌رسم که نمی‌رسم جابجاش کنم. جابجایی نداره. باید پسش بدم. حالا برم فروشگاه لوکس فروشی بگم این دسته خر نازنین رو که با ذوق و شوق خریدم پس بگیرید لطفا. 

ادامه مطلب ...

TOP 10 MOST DELISCIOUS BABOLAIN WAY

10 :  EVERY BABOLIAN  BOY OR GIRL THINKS THAT 'BABR AMA RE VEL HAKERDEH TOO VEL NAKENI? '   

S THE FUNNIEST JOKE ALL THE TIME.   

 
ادامه مطلب ...

تئاتر سیستم گرون هولمز امیر حسین رستمی الهام پاوه نژاد

سیستم گرون هولمز یکی از تئاترهای کاملا متفاوت است. طنزی هوشمندانه درباب 4نفر که قرار  است پست مهمی را در شرکت معتبری بگیرند. بازی زیبای امیر حسین رستمی  ، الهام پاوه نژاد  طعم خیلی خوبی  به این تئاتر داده است. داستان روان شناسانه و جذاب و پر تنش پیش می‌رود تا به سرانجامی زیبا برسد. شاید آتیلا پسیانی این حرفها را تئاتر نمی‌داند  
ادامه مطلب ...